باسمه تعالی
اگر فرزندتان افت تحصیلی دارد....
اگر احساس می کنید علاقمندی کودکتان به درس کم شده است.
اگر از افت تحصیلی فرزندتان رنج می برید.
شیوه مقابله با آن عصبا نیت،پرخاشگری و تحقیر فرزندتان نیست.
افت تحصیلی یکی از مشکلات عمده نظامهای آموزشی در دنیای کنونی است و
بسیاری از افراد افت تحصیلی را به معنای نا توانی دانش آموزدر یادگیری مواد
درسی می دانند.بدون شک این تصور ،نادرست است.ناتوانی کودک در فراگیری
دروس ممکن است از تواناییهای ذهنی محدود و ضعیف ناشی شود.در حالی که افت
تحصیلی به معنای نزول از یک سطح بالاتر به سطح پایین تر در تحصیل آموزش است.
افت تحصیلی به کاهش عملکرد دانش آموز از سطحی رضایت بخش به سطحی نا
مطلوب گفته می شود.توجه به تعریف فوق نشان می دهد که مقایسه و سنجش سطح
عملکرد تحصیلی قبلی و فعلی دانش آموز،بهترین شاخص از افت تحصیلی است.
در یک نگاه کلی می توان گفت افت تحصیلی معضل چند جانبه ای است که شیوه های
جلوگیری و پیشگیری از آن نیز چند جانبه و نیاز مند همکاری و آگاهی مستمر
والدین،مربیان و دانش آموزان است.
شیوه های مقابله با افت تحصیلی
**************
1-پیوند مداوم شما با مسئولان مدرسه می تواند در شناخت مشکلات تحصیلی فرزندتان به شما کمک کند.
2-فرزندتان را تحقیر یا تمسخر نکنید.او را با دیگران مقایسه نکنید.به او برچسب
هایی مانندکودن،کم هوش و بی دقت نزنید.اگر او از خود تصویر مثبتی داشته باشد
بهتر می تواند با مشکلات تحصیلی خود مقابله کند.
3-میل به دانستن را در کودک خود تقویت کنید.به جای سئوال مداوم از کودک در
نمرات درسها از وی بپرسید امروزدر کلاس علوم چه یاد گرفته ای؟
4-اگر بین اعضای خانواده جملاتی از قبیل(انسان در بازار موفق تر از دانشگاه
خواهد بود)و یا (حقوق یک دکتر یا استاد دانشگاه کمتر از فلان فرد بی سواد است)
رد و بدل شود،انگیزه ی ادامه تحصیل در فرزندتان از بین خواهد رفت.
5-اگر راجع به معلمان و مسئولان مدرسه فرزندتان محترمانه سخن نگوئید،به اعتماد
فرزندتان نسبت به مدرسه ضربه وارد کرده اید.
6-با شناخت خصوصیات فرزندانتان در سنین مختلف بهتر می توانید در رشد فرزنان
خود موثر باشیدو به عواطف آنها به موقع پاسخ دهید.
7-آرامش درون منزل و محیط آرام و مساعد برای مطالعه به پیشرفت تحصیلی فرزندتان کمک می کند.
8-توجه داشته باشید که افت تحصیلی علل مختلفی دارد،با اطلاع از علت واقعی آن
بهتر می توان به کودک کمک کرد
« نماز در کلام امير مومنان علي عليه السلام»
|
|
وصف نماز را بايد از کسي شنيد که خود به راستي اقامه کننده آن بود . کسي که نماز با تک تک سلولهاي مبارکش عجين شده و آن را با تمام وجود برپا مي نمود .
ذره ذره خاک مدينه ، مکه ، کوفه هر جايي که ايشان قدم نهاده است ، گواه راز و نيازها و نمازهاي حقيقي آن بزرگوار است . هنوز پژواک نواي دلنشين مناجات امام علي (ع) در جان هستي طنين انداز است . پس گوش جان به فرموده هاي آن امام همام مي سپاريم ، تا آداب قيام به نماز را که ستون دين است ، فرا گرفته و عامل به آن باشيم .
"اهميت و فضيلت نماز "
- شما را به نماز و مراقبت از آن سفارش مي کنم ، زيرا نماز برترين عمل و ستون و اساس دين شما است . (1)
- وقتي که بنده اي سجده مي کند ، ابليس فرياد مي زند : واي بر من! او اطاعت کرد ، ولي من معصيت کردم ، او سجده کرد و من از اين عمل سرباز زدم. (2)
- گناهي که پس از آن مهلت يافتم تا دو رکعت نماز گزارم و از خدا اصلاح آن گناه را بخواهم ، مرا اندوهگين نکرد. (3)
- نماز ستون دين است و اولين عمل انسان است که خدا بدان نظر مي کند، اگر صحيح بود ، به ساير اعمال نيز نظر مي فرمايد و اگر صحيح نباشد در هيچ عمل ديگر نمي نگرد و کسي که تارک نماز باشد بهره اي از اسلام ندارد .(4)
" نماز امام علي (ع)"
- بار خدايا! من نخستين کسي هستم که به حق رسيدم ، آن را شنيدم و پذيرفتم . هيچ کس مگر رسول خدا (ص) در نماز بر من پيشي نگرفت. ( 5)
- بار خدايا! اين نماز را که در پيشگاه تو به جاي آوردم ، نه به جهت نيازي است که به آن داري و نه به خاطر ميل و رغبتي است که در آن داري ، بلکه براي بزرگداشت و پذيرش فرمان تو است که مرا به انجام آن فرمان داده اي . خدايا! اگر در نماز من عيبي است ، يا رکوع و سجود آن ناقص است ، مرا باز خواست مکن و با پذيرش و آمرزش خود ، بر من تفضل و عنايت فرما. (6)
- چون وقت نماز فرا مي رسيد ، علي (ع ) بر خود مي لرزيد. به او مي گفتند : يا امير المؤمنين ! ترا چه شده است ؟ مي فرمود: وقت اداي امانتي رسيده است که خداوند آن را بر آسمان ها ، زمين و کوه ها عرضه کرد ، آنها از قبول آن ابا کردند و از آن بيمناک شدند .(7)
- امير المؤمنين (ع) رکوع نماز را آن قدر طولاني مي کرد که عرق از ساق پاي وي جاري و زير قدم هاي مبارکش تر ميشد .(8)
- هنگامي که براي حضرت علي (ع) مشکلي پيش مي آمد ، به نماز پناه مي برد و آيه « واستعينوا بالصبر و الصلوة » ( از صبر و نماز ياري جوييد) را تلاوت مي کرد .(9)
"آثار و اسرار نماز "
- هنگامي که انسان در حال نماز است ، اندام ، لباسش و هر چه پيرامون اوست ، خدا را تسبيح مي گويند .(10)
- نماز ، قلعه و دژ محکمي است که نماز گزار را از حملات شيطان نگاه مي دارد .(11)
- نماز ، گناهان را مانند ريزش برگ درختان فرو مي ريزد .(12)
- اگر نمازگزار بداند که چقدر از رحمت خداوند را فرا گرفته است ، سرش را از سجده بر نمي دارد .(13)
- پيامبر خدا (ص) نماز را به چشمه آب گرمي که در خانه است و شخص شبانه روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد ، تشبيه کرده است . بدون ترديد چرک و آلودگي در بدن چنين کسي باقي نخواهد ماند .(14)
- ( بندگان مؤمن ) هنگامي که نماز مي خوانند ، به نشان تواضع ، گونه ها را به خاک مي سايند و براي اظهار کوچکي و خاکساري ، اعضاي خود را بر زمين مي گذارند .(15)
" آمادگي قبل از نماز "
- اميرالمؤمنين (ع) فرمود : پيغمبر خدا (ص) فرموده است : روز قيامت خداوند امت مرا در ميان ساير امت ها در حالي محشور مي کند که آثار نوراني وضو در ايشان پيداست .(16)
- روزي حضرت علي (ع) به فرزندش محمد حنيفه فرمود : ظرفي آب بياور. محمد آب آورد ، حضرت دست هاي خود را شست و فرمود : به نام خدا تبرک مي جويم ، از او کمک مي خواهم ، حمد و سپاس مخصوص خدايي است که آب را پاک و پاک کننده ساخت. سپس آب در دهان گردانيد و عرض کرد: خداوندا روزي که ترا ملاقات مي کنم ، حجتم را به من تلقين کن و زبانم را براي ذکرت بگشاي . آنگاه با آب ، بيني خود را شسته و عرض کرد : خدايا بوي بهشت را بر من حرام مکن و من را از کساني قرار ده که بوي نسيم و عطر بهشت را حس مي کنند . سپس صورتش را شست و عرض کرد: خداوندا روزي که تبهکاران روسياهند ، مرا رو سپيد گردان و روزي که صالحان رو سفيدند ، روسياهم مکن. آنگاه دست راستش را شست و عرض کرد : خدايا کارنامه ام را به دست راستم و برگه اقامت ابدي در بهشت را به دست چپم بده و حساب مرا آسان گير.
پس از آن ، دست چپش را شست و عرض کرد: خدايا کارنامه را به دست چپم مده ، آن را بر گردنم مينداز و من از پاره هاي آتش به تو پناه مي برم .آن گاه سرش را مسح کرد و عرض نمود : خداوندا جامه هاي رحمت ، برکت و عفوت را بر من بپوشان. سپس دو پاي خود را مسح کرد و عرض نمود : خدايا روزي که قدم ها در آن مي لغزند ، گام هاي مرا بر صراط ، ثابت و استوار فرما و سعي و تلاشم را در چيزي قرار ده که تو از من راضي باشي. (17)
- زماني بر مردم بگذرد که کارهاي ناشايست بسيار گردد ، هر يک از شما که آن زمان را درک کند ، نبايد شبها بدون وضو بخوابد. (18)
- مراقب اول وقت بودن نمازهاي پنجگانه باشيد ، زيرا اين نمازها در پيشگاه خداوند عزوجل داراي موقعيتي خاص هستند .(19)
- هر که بانگ ( اذان ) را بشنود و بدون علت به آن پاسخ ندهد ، پس نمازي براي او نيست .(20)
- هر کسي که نماز خود رابا اذان و اقامه بخواند ، صفي از فرشتگان پشت سر او به نماز مي ايستند که دو طرف آن صف ديده نمي شود و هر کس نماز خود را با اقامه تنها بخواند ، يک فرشته پشت سر او نماز مي گزارد .(21)
- در چهار زمان دعا را غنميت شماريد : 1- هنگام قرائت قرآن ، 2- هنگام اذان 3- هنگام نزول باران 4- هنگام روبرو شدن دو لشگر مؤمنين و کفار براي جنگ.(22)
- « قد قامت الصلوة » بدين معنا است که هنگام ديدار ، راز و نياز ، برآورده شدن خواسته ها ، دريافت آرزوها و همچنين زمان رسيدن به خداوند ، کرامت ، آمرزش ، بخشش و خشنودي او فرا رسيده است .(23)
"حضور قلب"
- اي کميل! شأن و مقام تو به خواندن نماز ، گرفتن روزه و دادن صدقه نيست . همانا شأن و قدر آدمي آن است که نماز با قلبي پاک انجام پذيرد ، مورد قبول خداوند باشد و با خضوع و خاکساري ادا شود .(24)
- هر که نماز به جاي آورد در حاليکه حق نماز را بشناسد آمرزيده شده است .(25)
- در حال کسالت و چرت زدن نماز نخوانيد و در حال نماز به فکر خودتان نباشد ، زيرا در محضر خدا ايستاده ايد به درستي که آن مقدار از نماز بنده قبول مي شود که قلباً به خدا توجه داشته باشد .(26)
- نماز ، تنها قيام و قعود (برخاستن و نشستن) نيست ، همانا نماز اخلاص تو است که جز خدا ، اراده ديگري نکني.(27)
"اعمال و ذکرهاي نماز"
- سوره فاتحه را خداوند به محمد (ص) و امت او عطا کرد و با حمد و سپاس برخود آن را آغاز کرد . سپس با دعا و ثناي خداوند عزوجل ادامه يافت . من از پيامبر خدا (ص) شنيدم که فرمود: « خداوند مي فرمايد: سوره حمد را ميان خود و بنده ام تقسيم کرده ام ، پس نيمي از آن من و نيمي از آن بنده من است . و بنده ام هر چه (در آن) بخواهد به او مي دهم .
پس هنگامي که بنده بگويد : " بسم الله الرحمن الرحيم" خداوند مي فرمايد: بنده ام به نام من شروع کرده ، پس بر من لازم شد که امورش را کامل کنم و اموالش را بر او مبارک گردانم .
و هنگامي مي گويد: " الحمدلله رب العالمين" خداوند مي فرمايد: بنده ام مرا ستايش کرد و فهميد نعمتهايي که دارد از من است و بلاهايي که از او دفع شده با نيروي من است ، شما را گواه مي گيرم ، چند برابر نعمتهاي دنياييش در آخرت به او بدهم و بلاي آخرت را از او برگردانم، به همان گونه اي که بلاي دنيا را از او بر مي گرداندم . و وقتي بگويد: "الرحمن الرحيم" خداوند مي فرمايد: شهادت داد ، من بخشنده و مهربانم ، شما را گواه مي گيرم از رحمتم بهره او را فراوان گردانم و از عطايم سهم وي را بسيار دهم .
پس وقتي بنده مي گويد : " مالک يوم الدين" خداوند مي فرمايد : شما را به شهادت مي گيرم ، همان گونه که اعتراف نمود ، من مالک روز رستاخيز هستم ، در روز حساب ، حسابش را بر او آسان گردانم ، حسناتش را بپذيرم و از گناهش درگذرم .
وقتي بگويد: " اياک نعبد" خداوند مي فرمايد: بنده ام درست گفت ، او مرا عبادت مي کند ، من نيز به او پاداشي در قبال عبادتش بدهم که هر کسي در عبادتش براي من با او مخالفت کرده رشک برد .
پس وقتي بگويد: " اياک نستعين" خداوند مي فرمايد : از من کمک خواست و به من پناه آورد ، شما را گواه مي گيرم ، او را در کارش ياري کنم ، در گرفتاري کمکش کنم و در روز رستاخيز در هنگام سختي ها دستش را بگيرم ( تا اين فراز حمد ، از آن خداوند است.)
هنگامي که بنده بگويد: " اهدنا الصراط المستقيم" تا آخر سوره ، خداوند بزرگ مي فرمايد : اين براي بنده ام و هر چه که بخواهد به او مي دهم ، خواسته او را اجابت کردم و هر چه آرزو نمود به او دادم و از هر چه مي ترسيد ايمني اش بخشيدم. (28)
- از امام علي (ع) پرسيدند: معناي رکوع چسيت؟ فرمود: يعني به تو ايمان آوردم ، اگر چه گردنم را بزني .
- معناي « سبحان ربي العظيم و بحمده » اين است که : خدا منزه است ، بزرگي از آن خداوند است و پروردگارم ، همان خالق من است . فقط او بزرگ است و عظيم. (29)
- سجده را طولاني کنيد ، هيچ کاري بر ابليس سنگين تر از اين نيست که فرزند آدم را در حال سجده ببيند ، چون به او دستور سجده داده شد ، ولي عصيان ورزيد ، در حالي که فرزند آدم مأمور به سجده شد و اطاعت کرد و نجات يافت. (30)
- از اميرالمؤمنين (ع) معني و تفسير سجود را پرسيدند ، حضرت فرمود: سجود يعني خدايا مرا از خاک آفريدي ، و چون سر از سجده برداي ، بدين معنا است که مرا از آن برانگيختي . و چون مجدداً سر به سجده نهي ، يعني اين که دوباره مرا به زمين بازخواهي گرداند و سر برداشتن از سجده دوم ، يعني اين که مرا مجدداً از زمين بر مي انگيزي . معناي « سبحان ربي الاعلي» چنين است : " سبحان" يعني خالق و پروردگار من منزه است از صفات ناپسند و " اعلي" يعني: او در ملکوت خود علو و رفعت دارد ، تا جايي که بندگان همگي تحت امر و مقهور عزت اويند و اوست که تدبير امور بندگان ، آسمان و زمين مي کند و همه به سوي او عروج مي کنند .(31)
- قنوت و سجده طولاني در نماز ، نماز گزار را از عذاب آتش نجات مي دهد .(32)
- معناي تشهد تجديد و تکرار شهادتين است که تجديد ايمان و اسلام و اعتراف به مبعوث شدن بعد از مرگ است . معناي " السلام عليکم و رحمة الله و برکاته" : از خداوند ترحم خواستن براي خود و همه بندگان است که خود سبب ايمن شدن از عذاب قيامت است .(33)
سهل انگاري در نماز
- دزدترين مردم کسي است که از نمازش بدزدد. ( کم بگذارد) ( 34)
آثار ترک نماز
- آيا به پاسخ اهل دوزخ گوش فرا نمي دهيد ، وقتي از آنها سوال مي شود : " چه چيز شما را گرفتار دوزخ ساخت؟ گويند : ما از نمازگزاران نبوديم" . (35)
قبولي نماز
- علي (ع) خطاب به کميل فرمود : اي کميل! نگاه کن ، ببين که در کجا نماز مي گزاري و بر روي چه چيز به نماز ايستاده اي . اگر آن چيزي را که براي نمازت استفاده مي کني حلال و مباح نباشد ، نمازت قبول نيست .( 36)
تعقيبات نماز
- رسول اکرم (ص) به من فرمود: يا علي! در تعقيب هر نمازي آية الکرسي را بخوان ، زيرا کسي آن را پاس نمي دارد ، مگر پيامبر باشد يا به مقام صديق و شهيد رسيده باشد .( 37)
بسمه تعالي
گزارش دومين مجمع كمسيون مشاوره
وراهنمايي
پس از حمد و ثناي خداوند متعال با احترام به استحضار مي رساند جلسه ي كمسيون مشاوره وراهنمايي در تاريخ 21/12/86 ساعت 30/1 در محل مركز تحقيقات معلمان شهرستان تيران وكرون بر گزار شد .
ابتدا جلسه با تلاوت آياتي از قران كريم آغاز گرديد.سپس جناب آقاي مهدوي به حاضران خير مقدم عرض نموده واز جناب آقاي قاهري كارشناس محترم مشاوره دعوت كردند تا پيرامون مواد مخدر برنامه ي سخنراني خود را بر گزار نمايد .
ايشان پيرامون مواد مخدر و قرص هاي روان گردان توضيحات لازم راهمراه با عكس وفيلم ارائه نمودند
.
بعد از آن سؤالات مسابقه اي كه از مطالب سايت تهيه شده بود بين شركت كنندگان توزيع گرديد تا پس از بررسي به برندگان جوايزي اهدا گردد .
همچنين بروشورهاي كه پيرامون بلوغ ونوجوان تهيه شده بود بين همكاران پخش شد .
در پايان از حضور همكاران تقدير وتشكر گرديد وپذيرايي به عمل آمد.
باسمه تعالی
اشک خونین
ز گلزار چشم اهل ولا دست جور و فلک لاله ها چیده است
ببین ای دل، آسمان ولا سوگوار غم ماه و خورشید است
چکد از دو چشم فلک زین مصیبت و غم خون به جای اشک
شده در این سوگ و رنج و عزا ،ناله های دلم همصدای اشک
مدینه شد غرق غصه و غم در فراق نبی در عزای حسن
بسوز ای جان در فراق نبی ناله کن دل من از برای حسن
با سلام و عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن رحلت جانسوز رسول گرامی اسلام (ص) و شهادت حضرت امام حسن (ع) و امام رضا (ع).
دومین مجمع عمومی کمیسیون راهنمایی و مشاوره :
مکان:مرکز تحقیقات معلمان زمان:21/12/1386
عناوین:
1-تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید
2-خیر مقدم توسط جناب آقای مهدوی
3-برگزاری کارگاه آموزشی توسط کارشناس محترم جناب آقای قاهری
4-توزیع بروشور «بلوغ و نوجوانی»
5-برگزاری مسابقه ی کتبی از مطالب مندرج در وبلاگ
با تشکر
باسمه تعالي
|
سوالات مسابقه كتبي كميسيون راهنمايي و مشاوره از مطالب مندرج در وبلاگ كميسيون |
بهترين جواب را انتخاب كنيد
1- كدام گزينه لازمه ي رشد كودك است
الف – گرايش به استقلال ب – آزادي بيش از حد
ج – شركت در بازي هاي كودكان د – مقاومت در برابر خواسته هاي نا معقول
2 – از نظر امام محمد باقر (ع) بد ترين پدران چه كساني هستند .
الف – فرزندان را بيش از حد وابسته بار بياورند .
ب- در محبت و نيكي نسبت به فرزندان زياده روي كنند .
ج – فقط به جنبه هاي مثبت فرزندان توجه كنند .
د – موفقيت ديگران را به رخ فرزند خود بكشيد .
3 – كدام يك از قانون هاي طلايي آرامش دهنده نيست .
الف – خوب بخوريد و خوب بخوابيد .
ب- نفس عميق بكشيد
ج – هم به نكات مثبت وهم به نكات منفي توجه داشته باشيد .
د – نشانه هاي استرس رابشناسيد
4 – اولين قدم براي مطالعه ي خوب و موثر.................. است .
الف – مرور كردن مطالب
ب – زير مطالب مهم خط كشيدن
ج – تقسيم جلسات مطالعه به چند قسمت
د – داشتن برنامه مطالعاتي
5 – از شيوه هاي مقابه با افت تحصيلي نيست
الف – شناخت خصوصيات فرزندان در سنين مختلف
ب – ايجاد آرامش درون منزل و محيط مساعد براي مطالعه
ج – مقايسه كودك با همسالان
د- تقويت ميل به دانستن در كودك
6 – نوجواني روزهاي ................ و ..................است .
الف – جستجوي هويت – نافرماني
ب – نافرماني – جستجوي هويت
ج – تحمل كردن – نپذيرفتن
د – طغيان – نافرماني
7 – اگر احساس خود كفايي نوجوان را تقويت كنيم .
الف – از مخالفت او با خود مي كاهيم
ب – مخالفت او را با خود تشديد مي كنيم
ج – نسبت به ما بي اهميت مي شود
د – احساس مسئوليت او كمتر مي شود
8 – دوسو گرايي از چه دوره اي آغاز مي شود .
الف – جواني ج – كودكي
ب – نوجواني د – اوايل بزرگسالي
9 – شنيده ايد كه هر فرد در درون خود سه خود دارد به ترتيب ......
الف – خود بالغ – كودك درون – خود والد
ب – كودك درون - خود بالغ – خود والد
ج – خود والد – خود بالغ – كودك درون
د – مورد الف – ب
10 – كتاب « زن در آئيه جلال و جمال » نوشته ي كدام دانشمند بزرگ است .
الف – شهيد مطهري
ب – آيت الله تهراني
ج – جلال آل احمد
د – آيت الله جوادي آملي
نام ونام خانوادگي : نام مدرسه :
|
رديف |
الف |
ب |
ج |
د |
|
1 |
|
|
|
|
|
2 |
|
|
|
|
|
3 |
|
|
|
|
|
4 |
|
|
|
|
|
5 |
|
|
|
|
|
6 |
|
|
|
|
|
7 |
|
|
|
|
|
8 |
|
|
|
|
|
9 |
|
|
|
|
|
10 |
|
|
|
|
تعداد صحيح :
تعدادغلط :
نمره :
كميسيون راهنمايي و مشاوره شهرستان تيران و كرون اسفند ماه 1386

درمقاله ی پیش خواندیم که:نوجوانی روزهای تغییر است.نوجوان دیگر کودک دیروز نیست . می خواهد مستقل باشد ، نافرمانی اش بیشتر شده ، خیال پردازی می کند ودر جستجوی هویت است.
پدری از وضع ظاهر پسر نوجوانش انتقاد میکند، مادری میگوید: «دخترم به اندازه یک ملکه، لباس دارد و بسیار هم زیبا هستند، اما وقتی که آنها را میپوشد، تحمل دیدنش را ندارم.» سرکشی نوجوانان انواع و اقسامی دارد. مثلاً وقتی که دختر نوجوانی، به جای پوشیدن یک روپوش مناسب، هوس پوشیدن شلوار وصلهدار به سرش میزند یا وقتی که پسر نوجوانمان به جای پوشیدن کفش راحت، دلش صندل میخواهد؛ این به جز سرکشی چه میتواند باشد؟
هر پدر و مادر خردمندی باید بداند که جنگ و جدل با نوجوان، مانند دست و پا زدن در دریای خروشان و طوفانی است. شناگر ماهر در برخورد با امواج متلاطم دریا، به جای تقلای بیحاصل، با حفظ آرامش، خود را روی امواج شناور میکند و آنقدر پایداری میکند، تا به نقطه امنی برسد و به همین شکل، والدین هم باید در زندگی، در کمین جای پای محکم باشند.
بسیاری از پدران و مادران برای سرپوش گذاشتن بر عیوب خویش، به اصطلاح دست پیش میگیرند و برای آنکه جای حرفی نماند، از کامل بودن و بیعیب و نقص بودن خود دم میزنند و بهطور دائم به مورد و بیمورد از رفتار نوجوانشان انتقاد میکنند و در مقام راهنمایی و نصیحت او حرف میزنند. این دسته از والدین، وظیفه خود میدانند که به صلاح فرزند، نقائص او را گوشزد کنند. متأسفانه این کار، هر چند صادقانه هم باشد، باز رابطه میان پدر و مادر و نوجوان را خراب میکند. کمتر کسی را پیدا میکنید که از ایراد و انتقاد، خوشش بیاید. برخورد نوجوان با حقیقت عریان عیوب شخصیاش، مهیب و ترساننده است. توجه بیش از حد، معادل زیر ذرهبین گذاشتن اوست.
جدل بر سر عیب و ایراد و بر آن نامی گذاشتن بیفایده است. نوجوانی که اجباراً به قبول عیب و نقص خویش رضایت میدهد، علاقهای به اصلاح خود پیدا نمیکند. وقتی عیب و نقص، ظاهر و مشخص است، وظیفه فوری ما این است که نوجوان را در برخورد با بحران موجود یاری دهیم. آنگاه در بلندمدت به اتکای تجربه و با اخلاق نیک، رفتارش را اصلاح کنیم و شخصیت تازهای را در او به وجود آوریم.
نوجوان وابستگی را دوست ندارد. پدر و مادرهایی که وابستگی فرزندان نوجوان خود را میخواهند، خواسته و ناخواسته، اسباب رنجش آنها را فراهم میکنند. نوجوان استقلال میخواهد. هر چه احساس خودکفائی او را بیشتر تقویت کنیم، از مخالفت او با خود میکاهیم. پدر و مادر با تدبیر، هر روز که میگذرد بیشتر به فرزند نوجوانشان استقلال میدهند. با دلسوزی و صمیمیت به تماشای بزرگ شدن فرزند خود مینشینند و از دخالت بیش از حد در کارهای او خودداری میکنند. پدر و مادر عاقل کسی است که با محبت و احترام به فرزند خود، امکان انتخاب و اعمال سلیقه میدهد. به زبانی صحبت میکند که استقلال فرزندش را تقویت کند: «انتخاب به عهده توست»، «خودت در بارهاش تصمیم بگیر»، «هر کدام را که تو انتخاب کنی، من قبول دارم».
کلمه «بله»ی پدر و مادر برای کودک راضی کننده است. اما نوجوان میخواهد، در شئونات زندگی و در آنچه بر زندگیاش اثر میگذارد، حرفی برای گفتن داشته باشد.
صحبتهای ضد و نقیض پدر و مادر، نوجوان را گیج میکند. مادری به پسر پانزده سالهاش میگوید: «بله، میتوانی به میهمانی بروی، حتماً خوش خواهد گذشت. اما مرا میشناسی؛ وقتی بیرون هستی خوابم نمیبرد، تا آمدنت بیدار میمانم.»
صحبت مادر، پسرش را در موقعیت غیرممکن قرار میدهد. به میهمانی برود یا نرود، اگر برود، نگران مادر است و در نتیجه، به او خوش نخواهد گذشت. در اصل گفته دو پهلوی مادر، پسر را گیج میکند.
مادر میتواند با صراحت از به میهمانی رفتن پسرش جلوگیری کند یا اینکه به او اجازه رفتن دهد، یا انتخاب را بر عهده خودش بگذارد.
وقتی «برنادا»ی چهارده ساله برای رفتن به میهمانی اجازه گرفت، مادرش به او گفت: «باید دربارهاش فکر کنم. فردا صبح جواب قطعیام را به تو میدهم. ساعت 9 از من بپرس.» مادر به درخواست دختر خود فکر کرد. درباره میهمانی مورد اشارهاش اطلاعاتی به دست آورد و با اطمینان خاطر اجازه داد که دخترش به میهمانی برود. به او گفت: «ظاهراً که میهمانی خوبی است، اگر بخواهی میتوانی بروی.» بعد در انتخاب لباس هم به او کمک کرد و سرانجام برنادا، شاد و راضی روانه میهمانی شد.»
بسیاری از والدین، از آن میترسند که فرزند نوجوانشان، بالغ و عاقل نشود و دانسته و ندانسته بر سر هر بهانه، موضوع را با او در میان میگذارند: «تا صبح سروقت از خواب بیدار نشوی، شغلی پیدا نمیکنی.» «اگر کلمات را درست ننویسی، کسی استخدامت نمیکند، عملاً نشان میدهی که بیسواد هستی.»
اما با کمال تأسف، پدر و مادر با این پیشبینیها به جایی نمیرسند. با این سیاست نمیتوانیم نوجوانهایمان را برای آینده آماده کنیم. به جای پیشبینیهای حساب نشده، چه بهتر که آنها را برای برخورد با مشکلات موجود، مسلح کنیم. نظر به اینکه نوجوان ما در سالهای آینده با انواع و اقسام مشکلات روبرو میشود، بسیج او برای مقابله با مشکلاتی از قبیل بیمهری همسر، بیمعرفتی دوست، خیانت، بدرفتاری معلم، مرگ اقوام یا دوستان و غیره کار دشواری است.
«وقتی به گذشته فکر میکنم، میبینم با آنکه حضور داشتید، کار به خصوصی نمیکردید. مثل لنگرگاه که ساکت و خاموش در جایش ثابت ایستاده و آغوش همیشه بازش، انتظار مسافرین را میکشد.»
منبع:همشهری
- الگوی نوجوان شما چه كسی است؟
- کودکی که به نوجوانی گستاخ تبدیل می شود
نوجوانی ،دوره طغیان وبی اعتمادی
عوامل موثر در رفع مسائل و مشکلات نوجوانی

1- پشت سرگذاشتن دوران کودکی، تبدیل شدن به یک فرد بالغ و از دست دادن حمایتهای بیقید و شرط والدین برای کسب احساس استقلال از یک طرف و لذت مورد حمایت و پشتیبانی آنها بودن و همانطور کودک ماندن و بدون هیچ زحمت و دردسری همیشه مورد محبت قرار گرفتن از طرف دیگر، در نوجوان کشمکش درونی ایجاد میکند و جنگ روانی عمیقی در ذهن نوجوان به وجود میآید.
2- برای کسب استقلال، نوجوان علیه همه ی مراجع قدرت من جمله والدین طغیان میکند و به خاطر این که به خود و دیگران ثابت کند که بزرگ شده و واقعا مستقل است، گاهی اوقات رفتارهایی علیه آنها از خود نشان میدهد، درگیریهایی ایجاد مینماید و دست به اعمالی میزند که روابط او را با آنها و سایر مراجع قدرت به شدت تیره میکند. مثلا بگو مگو کرده، بحث و مجادله طولانی با والدین انجام میدهد، برخلاف خواست والدین دیر به خانه میآید، از انجام تکالیف درسی خودداری میکند، سیگار میکشد و حتی ممکن است دست به اعمال بزهکارانه بزند.
3- عدم اطمینان نسبت به بزرگسالانی که تاکنون به عنوان الگوی همانندسازی بودند و از رفتار و کردارشان تقلید میشد، با شروع دوره ی نوجوانی در نوجوان ایجاد میگردد و در این مرحله نوجوان به گفتههای بزرگسالان و به خصوص والدین اعتماد ندارد و این خود ممکن است موجب به وجود آمدن یک احساس «دوسوگرایی عاطفی» در وی گردد؛ چون هم باید آنها را دوست داشت، به آنها نزدیک شد، از آنها الگو برداری نمود و همانند آنها شد و هم باید از آنان به عنوان تصاویر قدرت (دشمن) دور شد و به آنها اعتماد ننمود.
4- یکی از مسائل مهمی که نوجوان با آن روبرو میشود مساله ی تشکیل هویت فردی اوست، و این بدان معنی است که سوالهای متعددی درباره ی مفهوم زندگی و نقش او در این زندگی، مفهوم مرگ و زندگی پس از مرگ، و به طور کلی سوالهای نظیر «من کیستم» و «به کجا میروم» ذهن او را به خود مشغول مینماید که باید به آنها پاسخ دهد.
جستجوی هویت شخصی متضمن این است که نوجوان تشخیص دهد ، برای او چه چیزهایی مهم و چه کارهایی ارزشمند است و نیز متضمن تنظیم معیارهایی است که وی براساس آنها بتواند رفتار خود و دیگران را هدایت و ارزیابی کند. در این مرحله افراد باید نقش جنسی خود را نیز تعیین نمایند؛ به خصوص دختران باید درباره ی چگونگی مفهومی که از «زن بودن» پیدا میکنند تصمیم بگیرند. ازدواج نمودن، مسوولیتهای زندگی را پذیرفتن، بچهدار شدن، مادر شدن با همه آن مشقتها و گرفتاریها!!
لذا نوجوان همه ی خاطرههایی را که از کارهای مادر، مشکلات، رنجها و شادیهای او دارد به یاد میآورد که گاه سبب ناراحتی، اضطراب، پریشان خاطری و افسردگی و گاه باعث خوشحالی او میگردد.
احساس هویت شخصی در نوجوانان کم کم براساس همانندسازیهای مختلف گذشته آنها تکوین مییابد. ارزشها و معیارهای اخلاقی دوران کودکی تا حدود زیادی همانند والدین میباشد، با ورود به دوران نوجوانی، ارزشهای گروه همسالان و همچنین ارزیابیهای معلمان و سایر بزرگسالان نیز مطرح است که برای نوجوان اهمیت دارد. نوجوانان از راه جمعبندی این ارزشها و ارزیابیها سعی میکنند تصویر یکپارچهای از خود به دست آورند. هر اندازه ارزشهایی که از طرف دوستان و همسالان ابراز میشود، با ارزشهای والدین و معلمان همخوانی بیشتری داشته باشند، به همان نسبت کار هویتیابی نوجوان آسانتر پیش میرود.
هر گاه نظریهها و ارزشهای والدین به میزان قابل توجهی با عقاید و ارزشهای دوستان، همسالان و سایر افراد مهم در زندگی نوجوان، متفاوت باشد و نوجوان هر از چند گاهی دیدگاههای دستهای را بپذیرد و عمل نماید و خود نیز نداند که کدامیک از این دیدگاهها با ارزشها و معیارهای او تطبیق میکند، کار هویتیابی برایش دشوار و طولانی میگردد و چون نمیتواند هویتی واحد برای خود کسب نماید، احتمالا دچار بحران هویت میشود، و نقشهای متفاوتی را در جامعه ایفا میکند که خود عامل تعارض، اضطراب و سردرگمیاش میگردد.
دختر دانشجویی اظهار میدارد:
«در خانوادهام رفتارهایم لوس و بچگانه است، بین اقوام و فامیلهایم بیبند و بارم، زیرا که بر اکثر افراد خانواده مادرم فرهنگ غربی حاکم است و آنها از من انتظار دارند که مثل آنها باشم، در دانشکده بسیار مقرراتی و درسخوان هستم و به عنوان یک دانشجوی خوب معروفم، بین دوستانم شدیدا مذهبی هستم و در فعالیتهای مذهبی شرکت میکنم، به راستی من کیستم؟»
برخی از جوانان در تلاش برای کسب هویت شخصی پس از یک دوره آزمایش و کندوکاو درونی، متعهدانه به هدفی در زندگی دل میبندند و در راه نیل به آن گام برمیدارند و برخی دیگر در بحران هویت دست و پا زده و در نهایت هویتی انحرافی بر میگزینند، هویتی که مغایر با ارزشهای جامعهای است که در آن زندگی میکنند و این خود زمینهساز بسیاری از مسائل و مشکلات آتی آنها خواهد شد.
5- رشد ونمو غدد داخلی و ترشحات هورمونهای جنسی به نوجوان امکان برقراری روابط جنسی میدهد و انگیزه و کشش جنسی نسبت به غیر همجنس در او ایجاد میگردد و از طرفی نخستین برخورد نوجوان با جنس مخالف اغلب با ترس و پریشانی خاطر همراه است.
تمایل جنسی در دوره بلوغ با خصوصیات اساسی یک غریزه ظاهر میشود، به عبارت دیگر به صورت نیروی محرکی است که ناخودآگاه متوجه جهت معینی میباشد.
جوان تازه بالغ نیاز جدید و مبهم و تمایلات قوی و نامعلومی را احساس میکند که او را از جلدش خارج میسازد و به سوی جنس مخالف میکشاند. رفتار او کج و معوج میشود و موجب شگفتی اطرافیان و تعجب بیشتر خودش میگردد. جهشهای شدید محبت، عقبنشینیهای توضیحناپذیر و حرکات بدون دلیلی که او را آشفته میسازد، از خصوصیات این سن هستند، پس کار غریزه ی جنسی کاملا زیرزمینی است و جهتیابی آن با کورمالی انجام میگیرد و در افراد محجوب و کمرو نوعی اضطراب و گیجی ایجاد میکند، چنانکه گویی نیرویی در آنها تاثیر مینماید و آنها را به سوی مقصدی که به زحمت میبینند سوق میدهد.
6- نقایص تربیتی و آموزشی در درون خانواده، درگیریها و نزاعهای پدر و مادر با یکدیگر و یا با فرزندان، محرومیتهای شدید مالی، کنترل بیش از حد والدین و مراقبتهای افراطی و یا برعکس آزاد گذاشتن بیش از حد و رها کردن نوجوان به حال خود نیز مسائل و مشکلاتی را برای وی ایجاد خواهد کرد.
7- اوضاع و احوال اقتصادی- اجتماعی و بیثباتی جامعه، جنگ، بیکاری، کمبود امکانات تفریح و سرگرمی نیز از عوامل مشکلزا خواهند بود.
منبع : برگرفته از کتاب " مسائل نوجوانان و جوانان – نویسنده : دکتر محمد خدایاری فرد (عضو هیات علمی دانشگاه تهران ) – با تغییر و تلخیص

گاهي ما فکر ميکنيم براي اينکه بتوانيم آدمي باارزش، موفق و مورد تاييد ديگران باشيم بايد شرايط خاصي داشته باشيم. مثلا پول زياد يا خانه ي بزرگي داشته باشيم يا داراي تحصيلات عاليه و موقعيت اجتماعي خيلي خوبي باشيم.
در واقع ما براي باارزشبودنمان شرط و شروط ميگذاريم و بنابراين تصور ميکنيم بايد بهتر از اينکه هستيم، شويم و جرأت نميکنيم خودمان باشيم اما براي رسيدن به تمام اين آرزوها شرط اول اين است که خود واقعيمان را بشناسيم و تصوير ذهني غيرواقعيمان را اصلاح کنيم. اين تصوير تغيير نميکند، مگر با تمرين و تلاش و رسيدن به خودآگاهي و خودشناسي.
قدم اول: آگاهي از خود
در خودشناسي، هدف اين است که فرد، خود واقعياش را بشناسد و اولين قدم براي شناخت خود اين است که درباره ي خودش فکر نکند. بله، درست است. تعجب نکنيد. شايد بگوييد هميشه در مباحث روانشناسي از قدرت تفکر و تاثير آن در زندگي گفتهايم. درست اما اينبار راهحل قضيه اين است که براي چند لحظه هم که شده، فکر نکنيد. هر فردي يک کليشه و تصوير ذهني از خودش دارد که بر اثر تفکر، قضاوتها و پيشداوريهاي فردي ايجاد شده است.
انسان خودش را دوست دارد و يک تصوير دوستداشتني از خودش دارد. گاهي اين دوستداشتن و علاقه به خود موجب ميشود تصويري بهتر از آنچه واقعا هست از خودش داشته باشد. حتي گاهي پيش ميآيد که رفتارهاي نادرست خودش را هم توجيه ميکند.
براي شناخت بيشتر خود و رسيدن به خودآگاهي ، کافي است بدون اينکه داوري و قضاوت کنيد فقط خودتان را مشاهده کنيد. براي خودشناسي و خودآگاهي و رسيدن به ادراک واقع بينانه، مشاهده ي محض بدون داوري و تفسير لازم است.
در پايان هر روز زماني را به اين کار اختصاص دهيد و مشاهده کنيد و ببينيد از صبح تا شب چه کردهايد. فراموش نکنيد روش و ابزار مشاهده و ادراک، ديدن، شنيدن، بوييدن و لمسکردن است، نه فکرکردن. شايد باور نکنيد اما اگر فقط يک هفته به خودتان نگاه کنيد و رفتار و گفتارتان را ببينيد و بشنويد، بدون اينکه فکر كرده، قضاوت يا پيشداوري کنيد چيزهايي درباره ي خودتان کشف ميکنيد که تا به حال از آن آگاه نبودهايد.
قدم دوم: بيان خود، بيان انگيزهها
دومين قدم براي رسيدن به خودآگاهي، بيان خود و بيان انگيزههاي شخصي براي خودتان است. ببينيد واقعا از زندگي چه ميخواهيد؟ ميخواهيد به چه برسيد و هدفتان چيست؟ از خودتان بپرسيد: من از زندگي چه ميخواهم؟. به دنبال جواب بگرديد و با صداي بلند به اين پرسش پاسخ دهيد.
متاسفانه ما گاهي از ترس اينکه شکست بخوريم، با واقعيت روبهرو نميشويم. شايد اين کار بهنظر ساده و آسان باشد اما در عمل وقتي ميخواهيد اهداف و انگيزههاي واقعيتان را بيان کنيد، متوجه ميشويد اين کار خيلي هم آسان نيست ولي بايد آنقدر تمرين کنيد و آنقدر از اهداف و انگيزههايتان بگوييد تا خواستهها و اهداف واقعيتان را بشناسيد و قادر باشيد به راحتي و بهوضوح، آن را بيان کنيد.
تمرين
شنيدهايد که هر فرد در درونش سه تا خود دارد؛ يک خود والد، يک خود بالغ و يک کودک درون. انسان اگر بتواند خودش را از کودک و والدش رها کند و به خود بالغش توجه کند، موفق ميشود خود واقعياش را بشناسد. نياز به توجه ديگران و مورد تاييدبودن از ديد ديگران دستورات خود بالغ است. دفاعکردن و توجيه خود را هم کودک درون انجام ميدهد.
براي اينکه خودتان را بشناسيد و بدانيد در اين لحظه چه فکر ميکنيد و چه ميخواهيد و چه ميگوييد، ميتوانيد از يک تمرين ساده شروع کنيد. براي انجام اين تمرين ابتدا در يک محيط آرام، ساکت و بي سروصدا قرار بگيريد. به اتاقي ساکت و آرام برويد، چراغها را خاموش کنيد، صداي تلويزيون و راديو را کم كرده و به دور از هر سروصدايي باشيد. در حالت راحتي بنشينيد. چشمهايتان را آرام ببنديد و خودتان را دقيقا همانطور که هستيد با همان لباسهايي که به تن داريد و با تمام جزئيات تجسم کنيد.
بعد شروع کنيد از خودتان انتقاد كرده و با بايد و نبايد با خودتان صحبت کنيد. در مرحله بعد، صحنه را تغيير دهيد و بهعنوان کسي که خودش از خودش انتقاد کرده است، پاسخ دهيد و از خودتان دفاع کنيد. طي تمرين، خودتان را مشاهده كرده و به حالاتتان توجه کنيد. وقتي مورد انتقاد قرارميگرفتيد، چه حسي داشتيد؟ خوشحال يا خشمگين بوديد؟ آيا به خودتان مسلط بوديد؟ شرمسار بوديد يا احساس گناه ميکرديد؟
بعد از تمرين، اگر متوجه شديد در زمان انتقاد ناراحت و عصبي ميشويد و ضربان قلبتان کمي بيشتر ميشود و عرق ميکنيد و انگشتانتان ميلرزد، اين يعني تحمل انتقاد را نداريد و سعي ميکنيد تصويري از خودتان بسازيد که خود واقعيتان نيست.
کلام آخر
کلام آخر اينکه درباره ي خودتان داوري و قضاوت نکنيد؛ بايد و نبايد نگوييد. سعي کنيد خودتان را همانطور که واقعا هستيد، مشاهده کنيد و بپذيريد. در اين لحظه همين هستيد که هستيد. بعد تصميم بگيريد و بخواهيد تغيير کنيد. آنچه بايد در شما تغيير کند را شناسايي كرده و براي اين تغيير، يک روش و رويه انتخاب و مطابق آن عمل کنيد.
دوست من سلام
شما اگر مرد هستيد، زنان را چگونه ميشناسيد و به آنان چگونه مينگريد؟
اگر زن هستيد، آيا خود را شناختهايد؟
به نظر شما فرق زنها با مردها در چيست؟
آيا زنان هنر و توان خاصي دارند كه فقط مخصوص آنان باشد؟
اصلا زن چگونه موجودي است؟
براي پاسخ اين سوالها و هزاران پرسشِ از اين دست، شما را مهمان مجموعهاي به نام ريحانهي آفرينش
ميكنم كه از كتاب «زن در آينه جلال و جمال»؛ نوشته دانشمند بزرگ، آيت الله جوادي آملي دستچين گرديده است.

لازم به ذكر است كه احكام و اوصاف "زن" از دو ديدگاه قابل مطالعه و بر دو قسم است:
قسم اول: راجع به اصل زن بودن او است كه هيچ گونه تفاوتي در طي قرون و اعصار در آنها رخ نميدهد. مانند لزوم حجاب و عفاف و صدها حكم عبادي و غير عبادي، كه مخصوص زن است و هرگز دگرگون نخواهد شد. و بين افراد زن هم هيچ فرقي در آن جهت مشترك زنان نيست.
قسم دوم: ناظر به كيفيت تربيت و نحوه محيط پرورش آن است كه اگر در پرتو تعليم صحيح و تربيت وزين پرورش يابند، بيانديشند، تعقل و تدبر داشته باشند تمايزي از اين جهت با مردها ندارند و اگر گاهي تفاوت يافت شود، همانند تمايزي است كه بين خود مردها مشهود است. مثلا اگر زنان مستعد به حوزهها و دانشگاههاي علمي راه يابند و همانند طلاب و دانشجويان مرد به فراگيري علوم و معارف الهي بپردازند و از لحاظ جهان بيني و انسان شناسي و دنيا شناسي و آخرت شناسي و ساير مسائل اسلامي، در دروس مشترك بين محصلين حوزه آگاهي كامل يابند و نحوه تعليم و تبليغ ديني آنان چون رجال مذهبي باشد، چه اين كه گروهي فعلا به بركت انقلاب اسلامي اين چنيناند،
هوشمندي و نبوغ برخي از زنان سابقه ديرين داشته و سبقت آنان در موعظه پذيري نسبت به مردها شواهد تاريخي دارد
آيا باز هم ميتوان گفت رواياتي كه در نكوهش زنان آمده و احاديثي كه در پرهيز از مشورت با آنها وارد شده و ادلهاي كه در نارسايي عقول آنان رسيده اطلاق دارد؟ و هيچ گونه انصرافي نسبت به زنان دانشمند و محققان از اين صنف ندارد؟ و همچون قسم اول، موضوع همه آن ادله ذات زن از حيث زن بودن است؟ مثلا گفتههاي حضرت علي عليه السلام؛ دربارهي عقول زنان كه فرمود:
«يا اشباه الرجال و لا رجال، حلوم الاطفال و عقول ربات الحجال (1) اي مرد گونههاي نامرد، با آرزوهاي كودكانه! و انديشه زنان پرده نشين!.
اياك و مشورة النسأ فان رايهن الي افن و عزمهن الي وهن... (2) بپرهيز از مشورت با زنان، كه راي آنان ناقص و تصميم آنان سست است.»
هيچ گونه انصرافي از زنان محقق و دانشمند ندارد؟
و آيا ميتوان گفت كه عقل آنان در بخش عقل نظري، چون زنند و تنها به خاطر مونث بودن آنها همتاي عقل كودكان ميباشد، و اراده و تصميم و عزم آنها در بخش عقل عملي سست و ناپايدار است. و يا آن كه اين تعبيرها به لحاظ غلبه خارجي است كه منشأ آن، دور نگه داشتن اين صنف گرانقدر از تعليم و محروم نگه داشتن اين گروه توانمند از تربيت صحيح است، كه اگر شرايط درست براي فراگيري آنها در صحنه تعليم و تربيت فراهم شود حتما غلبه بر عكس خواهد شد و يا لااقل غلبهاي در كار نيست تا منشأ نكوهش گردد.
عدهاي از زنان در حالي اسلام آورده بودند كه شوهران آنها كافر بودهاند مانند دختر وليد بن مُغيره كه همسر صفوان بن اُميه بود و قبل از شوهرش مسلمانان شد و نيزام حكيم دختر حارث بن هشام كه شوهرش عكرمة بن ابي جهل بود، پيش از همسرش اسلام آورد.
هوشمندي و نبوغ برخي از زنان سابقه ديرين داشته و سبقت آنان در موعظه پذيري نسبت به مردها شواهد تاريخي دارد. وقتي اسلام به عنوان دين جديد در جاهليت دامنه دار حجاز جلوه كرد، تشخيص حقانيت آن از نظر عقل نظري محتاج به هوشمندي والا، و پذيرش آن از جهت عقل عملي نيازمند به عزمي فولادين بوده است تا هر گونه خطر را تحمل نمايد لذا كسي كه در آن شرايط پيش از ديگران مسلمان ميشد از برجستگي خاص برخوردار بوده و همين سبقت، از فضائل او به شمار ميرفت. چون تنها سَبق (تقدم) زماني يا مكاني نبوده است كه معيار ارزش جوهري نباشد بلكه سبق رتبي و مكانتي (جايگاهي) بود كه مدار ارج گوهر ذات خواهد بود. چنانكه سبق اسلام حضرت علي عليه السلام از فضائل رسمي آن حضرت به شمار ميرود. از اين رهگذر ميتوان به هوشمندي و نبوغ زناني پي برد كه قبل از همسران خود دين حنيف اسلام را پذيرفته و حقانيت آن را با استدلال تشخيص داده و در پرتو عزم استوار به آن ايمان آورده اند. در حالي كه مردان فراواني نه تنها از پذيرش آن استنكاف داشته و در حقانيت آن ترديد داشتند بلكه براي اطفأ نور آن سعي بليغ مينمودند گرچه طرفي نميبستند.
مالك بن انس (179-95ه.ق ) چنين نقل ميكند كه عدهاي از زنان در حالي اسلام آورده بودند كه شوهران آنها كافر بودهاند مانند دختر وليد بن مُغيره كه همسر صفوان بن اُميه بود و قبل از شوهرش مسلمانان شد و نيزام حكيم دختر حارث بن هشام كه شوهرش عكرمة بن ابي جهل بود، پيش از همسرش اسلام آورد. (3)
دهه ی فجر مبارک

من بارها بازداشت شدم؛ من را شش مرتبه بازداشت کردند، یک بار هم زندان بردند، یک بار هم تبعید شدم. مجموعه این دورانها نزدیک به سه سال طول کشیده است. دوره زندگی ما در آن زمانها، برای ایرانیها دوران بسیار بدی بود.
اولاً نکتهی خیلی مهمی را که امروز شاید شماها واقعاً نتوانید آن را درست تصور بکنید، این است که آن دوران، مسایل کشور- سیاست، دولت- مطلقاً برای مردم مطرح نبود؛ حالا مردم ما در کشور، وزرا را میشناسند، رئیسجمهور را میشناسند، آن وقتی که نخستوزیر بود، او را میشناختند، کارهای عمده را میدانند، در مبارزات سیاسی خیلی چیزها را خبر دارند که دولت، امروز چه اقدامی کرده و چه تصمیمی گرفته است؛ ولی آن زمان، دولتها میآمدند و میرفتند و اصلاً مردم نمیفهمیدند!
یک نخستوزیر میرفت، یک نخستوزیر دیگر میآمد، کابینه عوض میشد، انتخابات میشد و اصلاً مردم خبر نمیشدند! توجه میکنید؟! به کل نسبت به مسایل دولت، بیتفاوت بودند. دولت برای خودش کارهایی میکرد، مردم راه خودشان را میرفتند، دولت راه خودش را میرفت، فشار روی مردم، خیلی زیاد بود و آزادی اصلاً نبود.
من یادم است که دوستی از دوستان ما از پاکستان آمده بود، برای ما نقل میکرد که بله، من در داخل پارک، فلان کس را دیدم که اعلامیهای را به فلانی داد؛ من تعجب کردم که مگر در پارک کسی میتواند به کسی اعلامیه بدهد! او از تعجب من تعجب کرد؛ گفت: چرا نشود؟! پارک است دیگر، انسان اعلامیه را در میآورد و به آن طرف میدهد. گفتم: چنین چیزی میشود؟! این مربوط به دوران مبارزات ما بود که من دورهی نوجوانی را هم گذرانده بودم؛ یعنی اختناق در ایران آنقدر زیاد بود که اصلاً تصور نمیکردیم ممکن است کسی بتواند به زبان صریح، روشن، روز روشن، جلوی چشم مردم، حرف سیاسی به کسی یا به دوستی بزند، یا کاغذی را به او بدهد، یا کاغذی را از او بگیرد! از بس فشار و خفقان بود؛ به کوچکترین سوءظن، افراد را میگرفتند، و به خانههای مردم میریختند!
بارها به منزل ما ریختند و منزل ما را گشتند- منزل پدرم، منزل خودم- کاغذها و نوشتههای من را بارها بردند! خیلی از نوشتهها و یادداشتهای علمی و غیرعلمی من از بین رفته، غارت شده است؛ بردند، جمع کردند و بعد دیگر ندادند؛ یا وقتی دادند، همهاش را ندادند! زندگی از لحاظ سیاسی، زندگی سختی بود؛ یعنی زندگی سیاسی، بسیار زندگی سختی بود، خفقان بود آزادی نبود. من در دورهی مبارزات برای جوانها و دانشجوها در مشهد، مدتها درس تفسیر میگفتم؛ به بخشی از قرآن رسیدیم که راجع به قضایای بنیاسرائیل بود؛ قهراً راجع به بنی اسرائیل هم تفسیر قرآن میگفتیم. یک مقدار راجع به بنیاسرائیل و یهود صحبت کردم؛ بعد از مدت کمی، من را بازداشت کردند! البته نه به آن بهانه، بیجهت و به عنوان دیگری بازداشت کردند، به زندان بردند.

جزو بازجوییهایی که از من میکردند، این بود که شما علیه اسرائیل و علیه یهود، حرف زدهاید! توجه میکنید؟! یعنی اگر کسی آیهی قرآنی را که راجع به بنیاسرائیل حرف زده بود، تفسیر میکرد و دربارهی آن حرف میزد، بعد باید جواب میداد که چرا این آیهی قرآن را مطرح کرده است! چرا این حرفها را زده و چرا راجع به بنیاسرائیل، بدگویی کرده است! یعنی وضع سیاسی، این گونه وضع سخت و دشواری بود و سیاستها این قدر ضد مردمی و وابستهی به خواست اربابها بود! البته با این دو، سه کلمه نمیشود اوضاع و احوال دوران اختناق را بیان کرد؛ من این را به شما بگویم که حقاً و انصافاً اگر ده جلد کتاب هم نوشته بشود و همهی آنها تشریح و توصیف آن دوران باشد، باز هم نمیشود بیان کرد؛ و البته بعضی از حرفها هست که اصلاً نمیشود با زبان معمول بیان کرد؛ بعضی از تصورات هست که جز با زبان ادب و هنر بیان نمیشود. در شعر میشود بیان کرد، در کارهای ادبی و هنری میشود بیان کرد؛ اما خیلی از آنها را در زبان معمولی نمیشود گفت.
منبع: روزنامه جمهوری اسلامی، 14/11/76
خلاصه ی نکات لازم کاربردی د ر کار با کودک و نو جوان
**********************
*داشتن صبر و حوصله،سعه ی صدر و حوصله و علاقه به کار
*شناخت خود،خود آگاهی نسبت به افکار،احساسات و انتظارات خویش از کودک.
*شناخت و آگاهی نسبت به کودک و مراحل رشد و ویژگیهای زیستی روانی هر دوران.
*داشتن ثبات عاطفی در ارتباط با حالتهای مختلف کودک.
*توجه به تفاوت ها و تواناییهای فردیو مقایسه نکردن کودکان با یکدیگر.
*توجه به این که هرگز نخواهیم که کودک تمام دستورات ما را اجرا کند،بلکه در این
رابطه ظرفیت ها و موقعیت های وی را در نظر داشته باشیم و به گونه ای غیر مستقیم
او را ارشاد و راهنمایی کنیم.
*سعی کنیم فضایی محبت آمیز برای او ایجاد کنیم و با رازداری ،اعتماد او را به خود
جلب کنیم.
*عدالت و مساوات را در ارتباط با آنان رعایت کرده و تحت تأثیر ویژگیهای خاص
کودکان عمل نکنیم.
*خطای کودکان را با دلایل و استدلال تذکر دهیم و هرگز کلمات نا مهربان به زبان
نیاوریم.
*فضایی اطمینان بخش ایجاد کنیم تا کودکان بتوانند به طور آزاد احساسات و
عواطف خود را ابراز نمایند.
*خواسته های خود را به طورواضح و منطقی و با دلیل از کودک طلب کنیم.
*بین پدر و مادر در خانه،مربی و معلم در مدرسه،باید یک وحدت و هماهنگی در روش
حاکم باشد تا از اضطراب کودک کاسته شودو در حفظ ثبات عاطفی یاری داده شود.
*در کار با کودکان،باید از خشونت و تعصب پرهیز نماییم .
*بهترین روش ایجاد شخصیت و پرورش خصلت نیک،احترام به کودک و تشویق و
ترغیب وی در آن زمینه هاست.
*از تنبه بدنی،سرزنش کردن و خجالت دادن کودک در پیش دیگران جداً خود داری
کنیم.
*هرگز سخن او را قطع نکنیم و در جمع و بین همسالان او را مسخره نکنیم.
*باید کودکان را در انجام کارهای شخصی و مسائلی که مربوط به آنان است کمک و
یاری دهیم و با همکاری و مشارکت،آنان را به انجام کارهایشان ترغیب کنیم.
*در مقابل پرسش های کودکان ،صراحت لهجه ،صداقت در گفتار ،وضوح و سادگی و
کوتاه بودن پاسخ را از یاد نبریم.
یک تجربه
*در سال های اول معلمی وتحصیل در رشته ی روان شناسی ،در یک مدرسه ی ابتدایی کار می کردم .اگر چه در آن زمان برنامه ی سنجش در پایه ی اول هنوز مرسوم نشده بود ،ولی ما دانش آموزان سال اول را با استفاده از تست های هوش و یک رشته سوالات تشخیصی ،ارزیابی میکردیم.دانش آموزی را در پایه اول ثبت نام شدکه ارزیابی اولیه او را عقب مانده ی ذهنی نشان می داد.برای اطمینان بیشتر دانش آموز را به یک روان پزشک با تجربه و آشنا ارجاع دادیم.وی،مشکل دانش آموز را عقب ماندگی فرهنگی ناشی از محیط خانواده و عدم رشد مهارت های اجتماعی تشخیص داد .معلم دانش آموز که فردی بسیار علاقه مند وانسان دوست بود با اطلاع از این تشخیص،وقت بیشتری برای او صرف کرد.نتیجه ی پایان سال تحصیلی غیر قابل انتظار بود .دانش آموز با نمره های نسبتا خوبی قبول شد و به کلاس بالاتر رفت.اگر این ارجاع صورت نمی گرفت چه اتفاقی می افتاد؟
تفاوتهای فردی در عادات نوشیدن الكل و كشیدن سیگار شواهدی از وراثتپذیری نشان داده است.
این یافته، شواهدی از وراثتپذیری را ارائه مینماید. یافتههای مشابهای در نمونهای از 1300 دوقلوی نوجوان هلندی خانوادههای هلندی نیز به دست آمده بود. همچنین مطالعاتی كه مؤلفههای مختلف رفتار سیگار كشیدن(آغازگری،تداوم، و تحرك) را متمایز میسازند، وراثتپذیری متوسطی را به دست دادهاند. این مطالعات همچنین همزمان اهمیت عوامل محیطی را نیز خاطرنشان میسازند.
مطالعات وراثتپذیری نوشیدن الكل پیچیده است. برخی مطالعات وراثتپذیری را برای پسران و نه برای دختران به دست دادهاند. مطالعات دیگر وراثتپذیری را برای دختران اما نه برای پسران بدست دادهاند. بیشترین مطالعات، وراثتپذیری متوسطی را برای هر دو جنس، دامنهای از 35/0 تا 56/0 را نشان دادهاند. به طوری كه بوسیله ی یکی از پژوهشگران خلاصه شده است، «الگوهای مصرف الكل در بزرگسالان استوار هستند، و تا حد زیادی مؤلفههای وراثتی مسئول هستند».
مطالعات وراثتپذیری الكلیسم، در مقابل عادات روزانه نوشیدن الكل، حتی وراثتپذیریهای قویتر را نشان میدهد. در حقیقت، تقریباً تمام مطالعات وراثت رفتاری الكلیسم، وراثتپذیریهای 50/0 یا بیشتر را نشان میدهد. در یك مطالعه، وراثتپذیری الكلیسم 67 درصد در زنان و 71 درصد در مردان بود.
طرفداران رویکرد زیست شناختی با ارائه اسناد پژوهشی ناشی از وابستگی ارگانیسم های حیوانی و نیز واکنش انسان ها به داروهای مختلف، اعتقاد دارند وابستگی داروئی ناشی از ژنتیک است.
برای مثال، این پژوهشگران با اعتقاد به این که هر واکنش احتمالی به هر نوع دارو تا حدودی تحت کنترل ژنتیک است، اشاره می نمایند: از طریق مهندسی ژنتیکی می توان موش هایی را به وجود آورد که الکل را به آب ترجیح دهند. یا آن که می توان از طریق آمیزش بین موش ها، موش هایی را به وجود آورد که کمترین مقدار الکل در بدنشان باعث تلوتلو خوردن و از هوش رفتنشان شود. در حالی که موش های مشخص دیگری می توان پرورش داد که مقادیر زیاد الکل اثری بر آنها نگذارد.
بعضی از انواع موش ها به عمل ترک الکل با حمله مغزی واکنش نشان می دهند، در حالی که انواع دیگر هیچ مشکلی در ترک الکل ندارند. موش هایی می توان پرورش داد، تا آب آشامیدنی خود را با مقداری مورفین ترجیح دهند و برای بعضی از انواع موش ها مورفین به عنوان یک تخفیف دهندهی درد قدرتمند عمل می کند، که اجازه می دهد بدون پلک زدن بر روی صفحه آهنی داغ راه بروند ... همه این تفاوت ها طبق این رویکرد به طور خالص ژنتیکی است.
نویسنده :دکتر عزت ا... نیکوزاده
باسمه تعالی
«کوتاه اما خواندنی»
*بسیاری از نا بسامانی های روانی و اخلاقی انسان ناشی از تربیت نا درست او در دوران کودکی است.
*گرایش به استقلال لازمه ی رشد کودک است.
*آزادیهای بیش از حد سبب می شود که کودک به موجودی هوسبازوبی بند و بار تبدیل شود.
*باید از دادن پاسخ های نا درست به کودک پرهیز کرد.
*یکی از روشهای پرورش شخصیت کودکان به شرکت در بازی آنهاست.
*استفاده از تنبیه در دوران کودکی باعث می شود کودک در آینده مشکلات رفتاری بیشتری پیدا کند.
*والدین و به ویژه مادر باید در برابر خواسته های نا معقول کودکان مقاومت کند وتسلیم گریه وجیغ و داد کودکان نشوند.
*نباید انتظار داشت که کودک رام ومطیع باشد یا همواره آرام وبی صدا گوشه ای بنشیند..
*در مدارسی که والدین با اولیای مدرسه کمتر ارتباط داشته انددانش آموزان ازمشکلات رفتاری بیشتری بر خوردار بوده اند.
*شکستهای پی دپی اعتماد به نفس را از انسان سلب می کند.
*مقایسه کردن،موفقیت دیگران را به رخ فرزند خود کشیدن،انتظارات غیر واقع بینانه از او داشتن وتفاوتهای فردی را نادیده گرفتن خطاهای فردی مهمی هستند.
*پناه بردن به دوستیهای خطرناک یا ارتباط باجنس مخالف،به ویژه در دختران بیشتر ناشی از نبودن روابط صمیمانه بین والدین وفرزندان است.
*انتقاد بیش از حد از کودک یا نوجوان اورا لجوج بار می آورد.
*هیچ عاملی به اندازه ی محبت در نرم کردن دلها موثر نیست.
*امام محمدباقر (ع)می فرماید:«بدترین پدران کسی است که در محبت ونیکی نسبت به فرزندزیاده روی کند».
لذا محبت باید طوری باشدکه:اولا: فرزندان بیش از حد وابسته بار نیایند
ثانیا:از خود راضی،پرتوقع ولوس بار نیایند.
*یکی از راههای اعتماد به نفس در فرزندان ،توجه به جنبه های مثبت وتشویق وترغیب آنهاست.
*تشویق نباید پیوسته ودائمی باشد بلکه باید گاه به گاه باشد تا شخصیت کودک شکل گیرد.
*پوشش نامناسب مادران یا خوهران در محیط خانه ولا قیدی وبی توجهی آنها در این زمینه موجب رشد پیش رس میل جنسی در پسر بچه می شود. ![]()
مواردی که دربازدید گروه آموزشی مشاوره از آموزشگاه مورد ارزیابی قرار می گیرد.
|
ردیف |
فعالیت های مورد انتظار |
عالی |
بسیار خوب |
خوب |
متوسط |
ضعیف |
|
1 |
ارتباط با گروه آموزشی مشاوره |
|
|
|
|
|
|
2 |
فعال بودن صندوق پاسخ به سوالات |
|
|
|
|
|
|
3 |
نصب پا نل مشاوره و درج مطلب |
|
|
|
|
|
|
4 |
نو آوری،خلاقییت و فعالیت فوق العاده |
|
|
|
|
|
|
5 |
انجام برنامه برای مناسبت ها (هفته مشاغل و...) |
|
|
|
|
|
|
6 |
راهکارهای انجام شده در رابطه با احیای نقش معلم -مشاور |
|
|
|
|
|
|
7 |
فراهم نمودن شرایط لازم و مناسب برای تبادل تجربه همکاران |
|
|
|
|
|
|
8 |
استفاده از مشاورین در جلسات آموزش خانواده |
|
|
|
|
|
|
9 |
اقدامات انجام شده توسط معلم-مشاور در مدرسه |
|
|
|
|
|
|
10 |
ارجاع موارد لازم به کارشناسی مدیریت |
|
|
|
|
|
ملاحظات:
نام و نام خانوادگی گروه ارزیا ب
1-
2-
3-
باسمه تعالی
«قانون های طلایی آرامش دهنده»
1-آرام بخورید،آرام حرف بزنیدو آرام حرکت کنید.
2-خوب بخورید و خوب بخوابید.
3-صاف بنشینید و صاف بایستید.(راست قامت باشید)
4-مرتب ورزش کنید.
5-نفس عمیق بکشید.
6-در زمان حال ،زندگی کنید.
7-مثبت بیندیشید،خوشی ها را در نظر آورید نه بد بختی ها را.
8-از سخنان منفی که بر علیه خود می شنو ید،نکته های مثبت را استخراج کنید.
9-مثبت تر باشید.
10-خوب رفتار کنید.
11-با دیگران همان گونه که دوست دارید با خودتان برخورد شود،رفتار کنید:با عشق و احترام.
12-آرام صحبت کنید.
13-زندگی را بر خود آسان بگیرید.
14-تعادل زندگی را حفظ کنید و زمانی را برای فراغت و سرگرمی خود در نظر بگیرید.
15- بیرون بروید.
16-مسئولیت های زندگی را بپذیرید و به گردن دیگران نیندازید.
17-نشانه های استرس را بشناسید.
18-شوخ طبع باشید و بخندید.
19-لبخند بزنید و خنده رو به نظر بیایید.
20-در طول روز ،برای خود،به طور مرتب زنگ تفریح های 10دقیقه ای داشته باشید.
به نام خدا
مشاورهنر تغيير دادن انسان ها ست
تقويم اجرايي كمسيون مشاوره وراهنمايي دوره ي راهنماي تحصيلي شهرستان تيران وكرون
|
تاريخ |
نوع فعاليت |
|
2/7 |
تشكيل كمسيون- مشخص شدن اعضاي كمسيون |
|
9/7 |
تهيه وتنظيم تقويم اجرايي |
|
16/7 |
انتخاب موضوعات مختلف در رابطه با مشاوره |
|
23/7 |
ايجاد گروه هايي با عناوين مختلف |
|
30/7 |
تهيه وتنظم وبلاگ با نشانwww.m1386tirn.blogfa.com |
|
7/8 |
تهيه و ارسال مطالبي پيرامون تنبيه و تشويق موثر به مدارس |
|
14/8 |
بازديد از كتابخانه مركز تحقيقات و ياداشت اسامي كتاب مربوط به مشاوره |
|
21/8 |
بررسي و تجزيه و تحليل مجلات مشاوره و ياداشت موارد مربوط به مشاوره در آنها |
|
28/8 |
بررسي كتاب شناخت مشكلات رفتاري در كودكان و نوجوان نوشته شهلا فرقاني و ثبت مطلب در وبلاك |
|
5/9 |
بحث و تبادل نظرواستفاده ازكيت مجود در رابطه ي باموضوعات نظير افت تحصيلي |
|
12/9 |
مجمع استان – جلسه معاونت محترم آموزش با سرگروها |
|
19/9 |
نقد و بررسي وتحليل طرح ها و برنامه هاي آموزش و پرورش – گرد همايي با ساير كميسيون ها |
|
26/9 |
اولين مجمع عمومي دبيران شهرستان |
|
3/10 |
تشكيل گردهمايي با كميسيون هاي ياددهي- يادگيري – فن آوري – ارزشيابي ... |
|
10/10 |
بازديد از مدارس |
|
17/10 |
تهيه و تنظيم سوالات مسابقه علمي براي همكاران |
|
22/10 |
دعوت از كارشناس مشاوره مديريت و تبادل نظر در رابطه به اختلالات رفتاري در نوجوانان |
|
1/11 |
دومين مجمع عمومي دعوت از استاد – ارسال تست مشاوره به مدارس |
|
8/11 |
بازديد از مدارس |
|
15/11 |
تهيه و تنظيم مطالبي پيرامون عزت نفس در كودكان |
|
22/11 |
تعطيل رسمي "فجر نور مبارك" |
|
29/11 |
جلسه پرسش و پاسخ با حضور رابطين مشاوره |
|
6/12 |
بررسي پاسخنامه مسابقه كتبي |
|
13/12 |
بازديد از مراكز باز پروري |
|
20/12 |
بررسي مقاله ها و مطالب ارسال شده به كميسيون از طرف همكاران |
|
27/12 |
جمع بندي عملكرد گروه تا اين تاريخ |
باسمه تعالی
اگر فرزندتان افت تحصیلی دارد....
اگر احساس می کنید علاقمندی کودکتان به درس کم شده است.
اگر از افت تحصیلی فرزندتان رنج می برید.
شیوه مقابله با آن عصبا نیت،پرخاشگری و تحقیر فرزندتان نیست.
افت تحصیلی یکی از مشکلات عمده نظامهای آموزشی در دنیای کنونی است و
بسیاری از افراد افت تحصیلی را به معنای نا توانی دانش آموزدر یادگیری مواد
درسی می دانند.بدون شک این تصور ،نادرست است.ناتوانی کودک در فراگیری
دروس ممکن است از تواناییهای ذهنی محدود و ضعیف ناشی شود.در حالی که افت
تحصیلی به معنای نزول از یک سطح بالاتر به سطح پایین تر در تحصیل آموزش است.
افت تحصیلی به کاهش عملکرد دانش آموز از سطحی رضایت بخش به سطحی نا
مطلوب گفته می شود.توجه به تعریف فوق نشان می دهد که مقایسه و سنجش سطح
عملکرد تحصیلی قبلی و فعلی دانش آموز،بهترین شاخص از افت تحصیلی است.
در یک نگاه کلی می توان گفت افت تحصیلی معضل چند جانبه ای است که شیوه های
جلوگیری و پیشگیری از آن نیز چند جانبه و نیاز مند همکاری و آگاهی مستمر
والدین،مربیان و دانش آموزان است.
شیوه های مقابله با افت تحصیلی
**************
1-پیوند مداوم شما با مسئولان مدرسه می تواند در شناخت مشکلات تحصیلی فرزندتان به شما کمک کند.
2-فرزندتان را تحقیر یا تمسخر نکنید.او را با دیگران مقایسه نکنید.به او برچسب
هایی مانندکودن،کم هوش و بی دقت نزنید.اگر او از خود تصویر مثبتی داشته باشد
بهتر می تواند با مشکلات تحصیلی خود مقابله کند.
3-میل به دانستن را در کودک خود تقویت کنید.به جای سئوال مداوم از کودک در
نمرات درسها از وی بپرسید امروزدر کلاس علوم چه یاد گرفته ای؟
4-اگر بین اعضای خانواده جملاتی از قبیل(انسان در بازار موفق تر از دانشگاه
خواهد بود)و یا (حقوق یک دکتر یا استاد دانشگاه کمتر از فلان فرد بی سواد است)
رد و بدل شود،انگیزه ی ادامه تحصیل در فرزندتان از بین خواهد رفت.
5-اگر راجع به معلمان و مسئولان مدرسه فرزندتان محترمانه سخن نگوئید،به اعتماد
فرزندتان نسبت به مدرسه ضربه وارد کرده اید.
6-با شناخت خصوصیات فرزندانتان در سنین مختلف بهتر می توانید در رشد فرزنان
خود موثر باشیدو به عواطف آنها به موقع پاسخ دهید.
7-آرامش درون منزل و محیط آرام و مساعد برای مطالعه به پیشرفت تحصیلی فرزندتان کمک می کند.
8-توجه داشته باشید که افت تحصیلی علل مختلفی دارد،با اطلاع از علت واقعی آن
بهتر می توان به کودک کمک کرد.
باسمه تعالی
صورت جلسه ی برگزاری اولین مجمع عمومی کمیسیون راهنمایی و مشاوره شهرستان تیران و کرون
با عرض سلام و عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ماه خون و قیام،ماه محرم به اطلاع می رساند که
این جلسه در تاریخ 18/10/86 در مرکز تحقیقات معلمان با انجام موارد زیر انجام شد:
1-تلاو ت آیاتی چند از کلام الله مجید.
2-خیر مقدم و خوش آمد گویی.
3-توضیح کلی در مورد کمیسیون مشاوره و اهداف تشکیل آن با توجه به مباحث مجمع استان.
4-سخنرانی کارشناس محترم مشاوره مدیریت آموزش و پرورش در رابطه با :
الف-تخصصی بودن امر مشاوره.
ب-اشاره ای به مشکلات رفتاری (مانند:پرخاشگری،دروغگویی و...).
ج-در راهنمایی و مشاوره باید نظرات خود مراجع نیز مد نظر قرار گیرد.
د-تشریح یک نمونه برنامه مطالعه برای دانش آموزان.
و-توجه به تفاوتهای فردی.
ن-سوال و جواب در رابطه با مشکلات رفتاری دانش آموزان.
5-توزیع فرم های شناسنامه مراکز مشاوره اصفهان.
6-گروه بندی همکاران و جمع آوری نظرات آنان در رابطه با نحوه ی برگزاری مجامع آینده
7-معرفی موضوعات تحقیق برای همکاران ودرخواست برای ارسال مطلب
8-تقدیر و تشکر از همکارانی که برای گروه مطلب ارسال کرده بودند.
تعداد حاضرین:68 کارشناسان:2